تبليغاتX
نامردی یک نامرد
 

خدایا

توکل 

به تو

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 14:24  توسط مرسا  | 

 

دوستای خوبم برام دعا کنید لطفا

یه خراب کاری بزرگ کردم

......................

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 12:2  توسط مرسا  | 

 

شما جای من بودید با این نامرد چیکار میکردید؟

.............................

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 9:41  توسط مرسا  | 

 

آشغالها دوباره سروکله شون پیدا شد

...........................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 18:48  توسط مرسا  | 

 

دیروز اصلا حالم خوش نبود در منزل سپری شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 10:32  توسط مرسا  | 

 

امتحان  جمعه رو دادم

چه امتحانی

افتضاح دادم

.....................

مغزم خسته

حافظه رفته

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 13:32  توسط مرسا  | 

این اشغال رو مچش رو گرفتم دوباره

تمام موهامو کند 

 سرموکوبید زمین

با پاهاش لگد میزد روی سرم

تمام موهامو کند

حالم خوب نیست

درونم داغونه

خیلی فحاشی میکنه

یکی بیاد دهنه اینو ببنده

آهای  ...دوست

رفیق

با مرام

با غیرت

کسی صدای میشنوه

........................

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 22:13  توسط مرسا  | 

حاجی میخواد باز بره مکه

اونم به مدت یک ماه

.................

جالب نیست

من بارها دوست داشتم برم مسافرت آرزوشو من میکنم

رفتشو اون

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 11:7  توسط مرسا  | 

 

من ۱۶ امتحان داشتم

دیشب خوندمااااااااااااااااااااااا

.......................

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 12:56  توسط مرسا  | 

مسابقات والیبال

فعلا یه برد

یه باخت داشتیم

...............

امتحان دارم

تقلب

میترسم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 12:0  توسط مرسا  | 

 

امتحان دارم

تستیه

منم که خنگ

..............

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 10:43  توسط مرسا  | 

ماه زمستون رو آغاز کردیم

منم زمستونیم

.............................

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 12:19  توسط مرسا  | 

 

خیلی دوست دارم الان برم مشهد

.................یکی منو ببره مشهد

........

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 7:30  توسط مرسا  | 

 

بد جور کلاسها وقت گیرن

.........................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 21:29  توسط مرسا  | 

یه دیونه  تا حالا به تورتون خورده

....................................بابک دیونه

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 1:20  توسط مرسا  | 

 

خیلی خستم

مسافرت میخوام

حسودی

..................................

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 8:47  توسط مرسا  | 

 

جای همتون خالی توچال رفتیم ...بارون شروع شد کم کم به سمت بالا که میرفتیم

برف هم سرازیر شد.

..............................

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 8:24  توسط مرسا  | 

 

از چهارشنبه کلاس سنگ سالن بودم

خیلی حال داد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 8:20  توسط مرسا  | 

 

تا حالا براتون این اتفاق افتاده که یه تصویری یا یه رخدادی رو ببینی وحس کنی این اتفاق روتکراری داری میبینی وحس کنی یه بار برات پیش اومده ولی اون ته مه های مغزت رو قلقلک میده

..................................

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 8:48  توسط مرسا  | 

 

دانشگاه رشته کسب وکار

پذیرش شدم

.................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 9:13  توسط مرسا  |